معرفي كتاب هاي انتشارات آشنايي

معرفی کتاب های انتشارات آشنایی

مصاحبه استاد اسماعيل زرعي با روزنامه خورشيد

انتخاب مخاطب از ادبیات ناب فاصله دارد‌

مصاحبه استاد اسماعيل زرعي با روزنامه خورشيد

خورشید- گروه فرهنگ و ادب: 
روزگاری است که داستان‌ها از حال‌وهوای خود خارج شده‌اند. مدرنیسم و پست‌مدرنیسم انقلابی در حوزه داستان نویسی به وجود آورده است و برخی از افراطیون را بر آن داشته که مرگ داستان کلاسیک در راه است، اما غافل از اینکه هر سبک وسیاقی در هر زمانی مخاطب خاص خودش را دارد. این امر در روزگار ما به شکل دیگری پیگیری می‌شود و آمار پایین مطالعه و بی‌میلی مردم به کتابخوانی مباحث تخصصی‌تر در این حوزه را به کناری رانده و به نقل مجالس اهالی قلم و متولیان نشر تبدیل شده است، و در این میان نیز مشکل کمبود کاغذ در بازار و بالا رفتن میزان قیمت آن، دغدغه و نگرانی جدیدی برای نویسندگان و خوانندگان را در پی داشته است. 
 به این منظور با اسماعیل زرعی یکی از نویسندگان رئال اجتماعی که توانسته کتاب‌هایی را به دوستداران داستان برساند و مجموعه داستان‌های «سفر در غبار»، «افسانه‌های عامیانه»، «سرزمین قصه‌ها»، «کمی از کابوس‌های من»، «نوشته‌هایی که هرگز خوانده نشد»، «شوهر ایرانی خانم لیزا»، « فصل‌ها نمی‌خواهند بروند» و داستان بلند «رویای برزخی» و همچنین رمان «راز معبد آفتاب» را در کارنامه خودش به ثبت رسانده، گفت‌وگویی پیرامون این مسائل داشتیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید :

‌ بگذارید بحث را با بحران کنونی که به‌تازگی گریبان‌گیر بخش‌های مختلف صنعت نشر و نویسندگان شده شروع کنیم. فکر می‌کنید گرانی کاغذ چقدر بر روند کتابخوانی ما تاثیرمنفی گذاشته است؟
گرانی کاغذ یکی از بحث‌های داغ‌ِ و به‌حق‌ِ این‌روزهاست که پیامدهای منفی بسیاری داشته است. از جمله ایجاد محدویت برای چاپ کتاب‌، افزایش‌ چندبرابری قیمت‌ کتاب‌، پایین آوردن‌ قدرت خرید مردم و حتی محروم ماندن عده‌ای از علاقه‌مندان به مطالعه‌‌‌ با در نظر داشتن‌ اینکه ‌عمده مخاطبان کتاب در مملکت‌ ما‌، طبقه‌ متوسط‌ جامعه است که عموماً درآمد‌ ثابتی دارند و در نتیجه توان‌ هزینه کردن برای خرید کتاب هم به ‌همان میزان است. بنابراین همین‌که نه فقط کاغذ‌، هر وسیله‌ای گران می‌شود و برای تأمین مخارج خانواده محدودیت ایجاد‌ می‌کند‌، نخستین قلمی که از فهرست خرید روزانه حذف می‌شود‌، کتاب است. حالا بگذریم از واقعیت‌هایی مثل (کتاب‌، غذای روح است) که از شدت‌ تکرار و بی‌ثمر ماندن‌اش تبدیل به شعاری کلیشه‌ای شده است‌؛ اما نکته‌ای که نباید از آن غافل ماند‌، تفاوت‌ کاغذ با سایر ضروریات‌ زندگی است. کاغذ‌، مرغ نیست که اگر گران شد به‌جایش گوشت‌ قرمز خریداری شود‌، یا ماهی یا حبوبات‌‌ را جایگزین‌اش کرد. کاغذ‌، خانه نیست که اگر گران شد از لحاظ خرید یا اجاره‌، بشود به کوچک‌ترش‌، نامناسب‌ترش یا دور‌افتاده‌ترش بسنده کرد. کاغذ‌، طلا نیست که اگر قیمت‌اش بالا رفت‌، بشود به‌جایش بدلیجات گذاشت. کاغذ‌، ابزاری مادی است برای زیر‌ساخت‌، پرورش‌، توسعه و ترقی معنویت و فرهنگ‌ هر جامعه. 
کتاب‌، فقط یکی از فرآورده‌‌هایی است که با استفاده از کاغذ ارائه می‌شود. نقش‌ مهم دیگر‌ آن‌، کمک‌ مطلق و همه‌جانبه در امر‌ آموزش است. مدارس را از یاد نبریم‌، از دبستان تا دانشگاه. وقتی قدرت‌ خرید پایین باشد‌، وقتی برای یادگیری و یاد‌دهی، تنگنا باشد‌، مطمئناً انتقال‌ دانش دچار نقصان خواهد شد. در یک‌کلام: کاغذ‌، جایگزین ندارد. 
 آیا با پیشرفت تکنولوژی وقت آن نرسیده کتاب‌های کاغذی کنار گذاشته شود و کتاب‌های‌ ای‌بوک و دیجیتالی جایگزین آن شود؟
اگر زمانی ثروت و فرهنگ جامعه آنقدر رشد کرده باشد که همه بتوانند با آرامش و امنیت بنشینند کنار کامپیوتر و دو، سه ساعت داستان بخوانند‌، مطمئن باشید هلهله و هورای درخت‌ها را می‌شنوید و برگ‌های‌شان را می‌بینید که به‌جای کلاه از شدت شادی به‌هوا پرتاب کرده‌اند‌؛ اما این فقط یک رویاست. نه در ایران‌، در هیچ نقطه از دنیا امکان‌پذیر نیست. میانگین‌ مطالعه در کشور ما با ثانیه محاسبه می‌شود و در برخی کشورهای اروپایی با ساعت‌ها. در مناطقی که زادگاه‌ فناوری است و از این لحاظ سابقه‌ بسیار طولانی‌تری نسبت به ما دارند‌، کتاب‌، همچنان همراهی است که مدام در هر نقطه‌، از ایستگاه اتوبوس و مترو قطار و هواپیما گرفته تا کنج خانه و اوقات‌ فراغت‌، گشوده و ساعت‌ها مطالعه می‌شود‌؛ بی‌اعتنا به شبکه‌های متعدد‌، متنوع و مهیج‌ تلویزیون و اینترنت. حالا ما این چند ثانیه اوقات مطالعه را چطور توی کامپیوتر بگنجانیم؟ 
جدا از این‌، کتاب‌، حس و حال‌ متفاوتی دارد‌، دیدنش‌، لمس‌ کردنش‌، ورق زدنش‌، رایحه‌اش‌، همه و همه ایجاد انس و الفت می‌کند‌؛ انگار با یکی از عزیزانت‌، با یکی از یاران‌ دیرینه‌ات همنشین شده‌ای. شاید این حس و حال به‌دلیل عادت باشد‌، به‌علت‌ مصاحبت‌ سالیان طولانی‌؛ شاید بگویید سنتی فکر می‌کنید‌، می‌شود ترک‌ عادت کرد. بله‌، می‌شود‌، به‌شرطی که از دوست‌ متین‌، سالمند و باوقارت دل بکنی و دل‌خوش شوی به یاری‌ جوانکی‌ خوش‌رنگ و لعاب‌ پرشور و پرهیاهو. 
‌ در ایران اکثر سود فروش کتاب در جیب ناشران می‌رود و نویسنده به ارزان‌ترین قیمت فکر، خلاقیت، سوی چشم و عمر خود را دراختیار آنان قرار می‌دهد، نظر شما به‌عنوان نویسنده چی هست؟
نوش‌ جان‌شان. فکر و خلاقیت و سوی چشم و عمر و خیلی چیزهای دیگری هم که شما نپرسیدید چه ارزشی دارد؟ مهم داشتن‌ ثروت است. از قدیم گفته‌اند گنج روی گنج می‌نشیند. نویسندگان هم به‌جای اینکه کنج‌ عزلت بگزینند و قلم به تخم‌ چشم بزنند‌، بروند دنبال گنج بگردند‌؛ ثروتمند بشوند. می‌بینیم و می‌شنویم که این‌روزها پول‌دار شدن‌‌، کار سختی نیست. 
چه جواب‌ دیگری می‌توانم به شما بدهم؟ این معضل قبل از آنکه من به دنیا بیایم‌، وجود داشته است، بدون‌شک همچنان ادامه خواهد داشت
‌ چرا هیچوقت به نویسندگی به عنوان یک شغل نگاه نشده است؟
چرا‌، اتفاقاً شغل هست‌، اما نه برای همه. داستان‌نویسانی هستند که از طریق نوشتن اگر نگوییم به‌ثروت‌ رسیده‌اند، دست‌کم‌، امرار معاش کرده‌اند و می‌کنند‌. نوشتن‌، یک کار ذوقی است‌‌؛ انتخابی است آگاهانه. حقوق‌ِ داستان‌نویس را مردم می‌دهند‌؛ آن‌هم درصورتی که داستانی مورد پسند ارائه داده باشد. 
به‌جای کلمه‌ ارزشمند از واژه‌ مورد‌ پسند استفاده کردم چون این شغل فقط شامل داستان‌نویسان‌ بزرگ نمی‌شود. اتفاقاً از جمع ارزشی‌نویسان‌، عده‌ اندکی از این رفاه برخوردارند و در کنار‌ آنها خیل‌ عظیمی از بازاری‌نویس‌ها و سطحی‌نویس‌ها‌ و حتی متقلب‌هایی که با دوز و کلک‌های ماهرانه نام‌دار شده‌اند‌، جا خوش کرده‌اند. می‌ماند بقیه که به دو گروه تقسیم می‌شوند: عده‌ای که نوشته‌هایشان به‌قدری ضعیف است که چندان مورد‌ استقبال قرار نمی‌گیرد و برخی از بزرگان که سهواً یا عامداً در محاق قرار گرفته‌اند.

 متأسفانه یکی از مشکلات بحران کتاب عدم مخاطب‌سنجی مولفین است شما این را چقدر مؤثر می‌دانید؟

برخی به تنها چیزی ‌که نمی‌اندیشند‌، مخاطب است. این‌ گروه از داستان‌نویسان فقط به خلق‌ آثار‌، آن‌هم به بهترین و بدیع‌ترین شکل و با زیباترین بیان توجه دارند. آثار ناب و ارزشمند هم از خامه‌ همین عده می‌‌تراود. البته شاید تا دورانی طولانی با اقبال مواجه نشوند اما در هرحال حاصل‌ِ کارشان‌ گنجی است که به خزانه‌ فرهنگ و ادب‌ سرزمین‌شان یا دقیق‌تر بگویم به خزانه‌ فرهنگ و ادب‌ جهان واریز می‌شود.

انتخاب مخاطب و بعد قلم به دست گرفتن‌، از ادبیات ناب فاصله دارد‌؛ اگرچه به معنی بی‌ارزش بودن هم نیست، زیرا محتمل است نویسنده قصد بیان درد‌ جامعه را داشته باشد یا هر اهداف‌ انسان‌دوستانه‌ دیگر‌؛ اما آنچه ارائه می‌دهد چون از پیش‌اندیشیده شده است‌، فاقد‌ عرق‌ریزان‌ روحی خواهد بود‌؛ همچنین از لحاظ استتیک نیز محروم مانده است‌‌، زیرا عموماً این‌ قبیل آثار‌، به‌جای خلق‌ جهانی تازه‌، به بازنمایی یا بازسازی گوشه‌ای از هستی اکتفا می‌کند. درمجموع‌، از هنر فاصله می‌گیرد و به صنعت نزدیک می‌شود‌؛ با این‌حال‌، ممکن است کاربرد‌ اجتماعی بالایی داشته باشد. 
‌ به عنوان سؤال پایانی در حال حاضر چه آثاری را در دست چاپ دارید؟
در حال حاضر فقط رمان‌ِ حجیم (خاطرات‌ خفتگان‌ کهن) منتظر صدور مجوز است؛ اما به‌زودی دفتر (چه‌ می‌پرسی از سوگواران‌ مجنون؟) را بعد از بازنگری نهایی تحویل جناب آقای جعفر سید، مدیر انتشارات (آشنایی) می‌دهم. این دفتر‌، تجربه‌ تازه‌ای است که اگر توفیق چاپ داشته باشد‌، عزیزانی که به نوشته‌های من عنایت دارند‌، با اثری متفاوت مواجه خواهند شد. جدا از این‌، همچنان‌، برای چندمین‌بار روی رمان‌ (سایه‌های ناگزیر) کار می‌کنم. امیدوارم بعد از دو دهه تلاش‌، سرانجام روزی این کتاب بتواند خودش‌ را از دست‌ من خلاص کند.

تازه ترين كتاب هاي انتشارات آشنايي

- - =«(از خدا جوييم توفيق ادب)»= - -

کتاب های شاخص انتشارات آشنایی

در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

۱۳ تا ۲۳ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ - شبستان مصلی

راهروی دوم - غرفه ۹

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

ابن یمین در گذر گاه شعر پارسی

با مقدمه، انتخاب و تصحیح جعفر سید

این کتاب جامع ترین پژوهشی است که در حق این شاعر نام آشنا و بلند طبع ایران از خطه کومش در بین دیوان های چاپ شده از وی صورت پذیرفته است.

جعفر سید نویسنده و منتقد ادبی در این کتاب ضمن ارایه مقدمه ای تحلیلی، زیباترین اشعار ابن یمین را از غزلیات، قصاید، رباعیات، مسمط و مثنوی مجلس افروز برابر رسم الخط معیار و معنی واژکان عربی و دشوار و شرح اصطلاحات عرفانی تصحیح نموده و به همراه کتابشناسی شاعر آورده است.

با توجه به اینکه امسال به تصویب رسیده و کنگره حکمت شرق (از شاعران خطه کومش) برگزار خواهد شد این کتاب اهمیت و جایگاه ویژه ای یافته است.

این اثر ارزشمند سال گذشته در نوبت اول به چاپ رسیده اما از آنجا که سال ها دیوان شاعر صاحب سبک ابن یمین در بازار کتاب کمیاب بوده و دسترس عمومی نداشته است، درکوتاه ترین مدت چاپ آن به پایان رسید و اکنون پس از گذشت یک سال چاپ دوم کتاب به دوستداران ادب پارسی تقدیم می شود.

 الامام المهدی از منظر اهل سنّت

تالیف تاج محمد جمشیدزهی

الامام المهدی از منظر اهل سنت

برگزیده هجدهمین دوره کتاب فصل جمهوری اسلامی

در این کتاب عالم اهل سنت، مولوی تاج محمد جمشیدزهی با استناد به کتب موجود اهل تسنن در ایران، پاکستان، لبنان و مصر موضوع مهدویت و ظهور امام مهدی (عج) را شرح نموده و در پنج فصل با پی نوشت مستندات و فهرست منابع و مآخذ فراهم آورده است.

این کتاب که بنا به احساس وظیفه دینی به منظور اتحاد و تقریب مذاهب اسلامی تالیف شده، با توجه به مدارک محکم اهل سنت در این کتاب، القائات و شبهات وهابیت پاسخ داده می شود. روشنگری علمی و دینی این کتاب در افشاگری مقاصد شوم استکبار که با سوء تبلیغ برای بر هم زدن وحدت اسلامی و بیداری ملت ها در مناطق سنی نشین صورت می گیرد، وجه امتیاز این کتاب است.

برای این انتشارات، به دلیل ویرایش سنگین و استفاده از ترکیبات عربی و ده ها قلم، چاپ این کتاب به مراتب سنگین تر از آثار دیگر بوده اما خوشحالم که در یک اقدام فرهنگی نسبت به ردّ مقاصد سیاسی دشمنان سهیم هستم.

هر چند قدر و اجر حقیقی این کتاب، الهی و خارج از حساب است اما این اثر فاخر و ارزشمند در هجدهمین دوره کتاب فصل جمهوری اسلامی برگزیده شد و مورد تقدیر قرار گرفت. دوستداران معارف و علوم دینی از شیعه و سنی را به مطالعه این کتاب دعوت می نماید.


جلوه هاي ادبي در غزليات فروغي بسطامي

با مقدمه تحليلي جعفر سيد

(مقاله برگزيده كنگره بزرگداشت فروغي بسطامي)

و تصحيح زيباترين غزليات

جلوه های ادبی در غزلیات فروغی بسطامی (مقاله ی برگزیده ی بزرگداشت فروغی بسطامی)

در اين كتاب، جعفر سيد نويسنده و منتقد ادبي ابتدا آرا و ديدگاه تذكره نويسان در باره اين شاعر را مقايسه تطبيقي نموده و سپس مقاله تحليلي و مبسوط خود را ( كه در كنگره بزرگداشت اين شاعر پرآوازه برگزيده شده ) آورده است. در این مقاله به نکات بدیع و باریک اندیشانه فروغی با شواهد و نموه و شرح و تفسیر اشاره شده است

از ويزگي هاي اين كتاب تصحيح زيباترين غزليات برابر رسم الخط معيار و معني واژگان دشوار و شرح اصطلاحات عرفاني به همراه كتاب شناسي فروغي بسطامي در ۴۶۴ صفحه است


روشنفكري در عصر ما

مجموعه مقالات

م. ح. عباسپور تميجاني

 استاد محمدحسين عباسپور تميجاني يكي از نويسندگان پرفروغ عرصه ادبيات است كه بيش از شصت و پنج كتاب در زمینه های رمان، داستان کوتاه، مقاله و نقد وترجمه ازايشان منتشر شده است.

در اين كتاب سي مقاله در سه فصل،

اول - پيرامون روشنفكري، انسان و جهان

دوم - پيرامون جامعه شناسي، تربيت و خانواده

سوم - پيرامون هنر و ادبيات،.. آورده است.

نويسنده با نگاه خردمندانه به هستي و جايگاه انسان امروز مي پردازد.


لحن عشق

مجموعه غزل هاي ناب عاشقانه

از جعفر سيد

 

در اين كتاب شاعر ابتدا به جايگاه غزل از آغاز تا به حال اشارات مستدل دارد و به بیان محروم ماندن زنان شاعر در طی تاریخ می پردازد و به سابقه غزل که برای ابراز عشق و سخن گفتن با معشوق یاد آوری می کند. هر چند واژه عشق در فرهنگ های مختلف تعابیر و معانی متفاوتی دارد. اما این قالب همچنان در کنار آثار نواندیشان سرفراز ایستاده و عروس شعرها لقب گرفته است.   

در اين مجموعه نزديك به يكصد غزل ناب با زبان روان و مضمون اصلي اين قالب يعني عشق آورده است. اين كتاب در كمتر از دو سال دو نوبت منتشر شده و از چاپ دوم كمتر از چهارصد جلد باقي مانده است..

 

یکی از ۲۰ کتاب برتر جهان - چاپ انتشارات آشنایی

سفر به سرزمین وحشی ها

نویسنده و تصویرکر: موریس سنداک

مترجم: م. ح. عباسژور تمیجانی

 

این کتاب به گزارش کتاب نیوز به نقل از روزنامه دیلی تلگراف چاژ انگلیس که هرسال عناوین بیست کتاب برتر را منتشر می کند، به دلیل بازتاب دهنده احساسات و درگیری های زیستی و محیطی نوجوانان در عناوین بیست کتاب برتر فرار گجرفته است.

انتشارات آشنایی این کتاب را در جلد لوکس و سخت قطع رحلی و ۵۰ صفحه گلاسه تمام رنگ به چاپ رسانده است.

 

لوراکس

زبان درختان زندگی

نویسنده و تصویرگر: دکتر تئودور سئوس

مترجم: راحله مرادی

 

این کتاب برنده جایزه جهانی پولیتسر شده و اهمیت آن در واکنش لوراکس نسبت به کسی است که درختان را برای منافع شخصی خود قطع می کند و زندگی شخصیت های خیالی داستان از موجودات پرندگان، آبزیان و ... به مخاطره می اندازد.

با توجه به آلودگی هوا در کشورمان و آتش سوزی جنگل ها و قطع درختان، موضوع این کتاب برای فرهنگ سازی بسیار مهم است.

جعفر سیدیکشنبه دهم اردیبهشت 1391نظر بدهيد  نظر بدهید!

تصاویر رمان های نشر آشنایی

عناوین و تصاویر برخی دیگر از کتاب های

رمان و داستان کوتاه 

انتشارات آشنایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جعفر سید

فهرست عناوین کتاب های چاپ 1391 انتشارات آشنایی

فهرست عناوین کتاب های چاپ 1391 انتشارات آشنایی

---------------------------------------------------------

به یاری خدا در سال جاری با وجود مشکلات عدیده گرانی کاغذ و تورم و موانع پخش، این انتشارات موفق شده است با چاپ آثار یاد شده زیر به سهم خود خدمت اندکی برای علاقمندان به کتاب داشته باشد.

1- ابن یمین فریومدی در گذرگاه شعر پارسی/ 400 ص رقعی/ تألیف: جعفر سید/ چاپ دوم

2- نفرین شده (مجموعه 22 داستان کوتاه ) / اسماعیل زرعی / چاپ اول

3- شادمانه های کودکان (1) چند کتاب در یک کتاب/برای کودکان 3 تا 6 سال/ چاپ اول

تألیف: جعفر سید - طاهره سید و ...

4- شادمانه های کودکان (2) چند کتاب در یک کتاب/برای کودکان 6 تا10 سال/ چاپ اول

تألیف: طاهره سید - م.ح. عباسپور تمیجانی و ...

5- جان جهان (مجموعه سروده های شاعران در منقبت امام خمینی)/تألیف: جعفر سید5- لبخند بزن جهاندیده (مجموعه داستان های طنز، دفاع مقدس) م.ح. عباسپور تمیجانی/ چاپ دوم

6- راز معبد آفتاب/ اسماعیل زرعی / چاپ دوم

7- باور عشق ( رمان ) / عادله موسوی/ چاپ دوم

8- سیب سرخ عشق ( رمان ) مریم حمیداوی/ چاپ دوم

9- نیمه ی پنهان/ آذر فیروزی/ چاپ دوم

10- از هر دری سخنی/ آذر فیروزی/ چاپ دوم

11- پیشکشی برای قاضی تاف/ جان کریزی/ ترجمه: م.ح. عباسپور تمیجانی/ چاپ دوم

12- گل و گلدان شکست (داستان دفاع مقدس برای نوجوان)/ جعفر سید/ چاپ سوم

13- خواستن ، توانستن است/م.ح. عباسپور تمیجانی/ چاپ ششم

14- ای کاش همه مثل پدرم بودند (داستان دفاع مقدس)/ م.ح. عباسپور تمیجانی/ چاپ هفتم

15- گوهرهای کمیاب/ م.ح. عباسپور تمیجانی/ چاپ ششم

16- روزهای سخت جنگ (داستان دفاع مقدس)/ م.ح.عباسپوز تمیجانی/ چاپ چهارم

17- بهار آفرینان جنگل/ م.ح. عباسپور تمیجانی/ چاپ ششم

18- روباه سرخ و خرگوش دانا/ م.ح. عباسپور تمیجانی/ چاپ ششم

19- شعر منی، بهار من/ امیر آر یانی مهر/ چاپ چهارم

20- نیمه خفته ، نیمه بیدار در سحرگهان (در ستایش نماز)/ چاپ پنجم

21- لبخند بزن جهاندیده (مجموعه داستان طنز، دفاع مقدس)/ م.ح. عباسپور تمیجانی/ چاپ دوم

22- بز سم نقره اي/ پاول باژوف/ م.ح. عباسپور تميجاني/ چاپ اول

می گویم تا برای تاریخ آموزش و پرورش باقی بماند

می گويم تا برای تاريخ آموزش و پرورش بماند
جعفر سيّد

 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۰۵


dish5fnd512900o49ktt.jpg

نظام آموزشی نوين ايران، از گذشته هاي دور، قبل از انقلا ب و حتی از زمان دکتر عيسی صديق که نخستين بار ماموريت يافت ساختار آموزش و پرورش را شکل دهد، همواره تا به امروز مورد بحث و نقد و تحليل براي تغيير بوده است. گو اينکه پيمانکارانی در شهرداري بنا به سليقه ی عده اي مامورريت يافته اند تا هر بار اراده کردند، خيابان ها را به شکل و شمايل دلخواه خود تزئين کنند با اين تفاوت که در خيابان تنها هزينه ی مادي صرف مي شود و اشتباه در آن مي تواند مقطعي و برگشت پذير باشد اما در نظام آموزشي نسلي گرفتار تمايلات خودباورانه عده اي خواهند شد که به گمان خود تغييرات بنيادين دارند! درگذشته کودکستان ها را که پايه گذار اول ابتدايي بود جمع کردند، بعد آمدند در کلاس اول نمره را حذف کردند و در دوره هاي ديگر نظام واحدي و شيوه ترمي را جايگزين شيوه پيشين نمودند. مديران مدارس در رقابت با يکديگر دبيران را تحت فشار قرار مي دادند که سعي کنند با نمره دادن بالا ترين درصد قبولي را داشته باشند و روساي مناطق بدون در نظر گرفتن اينکه به هر حال مثل ليگ فوتبال، دبيرستاني اول و دبيرستاني در رتبه پايين تر قرار مي گيرد و بي بررسي دلايل افت تحصيلي و روابط علت و معلولي و ساز و کارهاي آن، بهترين ها را تشويق و رتبه هاي مراکز آموزشي پايين تر را سرزنش مي کردند. حال آنکه بعضي از دبيران همان دبيرستان برتر، در دبيرستان رتبه آخر، کلاس و تدريس داشته اند و استعداد دانش آموز امري خداداد است. همانطور که حسين رضازاده را اردبيل پرورش داده و گناهي را براي خراسان نمي توان نوشت. علاوه بر اين شرايط زندگي و ده ها عوامل ديگر در موفقيت فراگير نقش دارند. به خاطر دارم مدير دبيرستاني براي ترغيب دبيران به دادن نمره، چندين لوازم خانگي جايزه براي دبيران گذاشته بود به جاي تعيين جايزه براي دانش آموزان(!) و بهترين آن جاروبرقي مدل بالا و پرقدرتي بود که دبير رياضی براي تصاحب آن، نمره ی دانش آموزان تمام کلاس ها را از ابتدا تا انتها بيست داده بود! اين شيوه که نمي شود نظام آموزشي. اينکه ما مدام نظام هاي آموزشي کشورهاي ديگر را به لحاظ شکلي مقايسه و الگوبرداري کنيم درست به نظر نمي رسد. خراب کردن يک بنا بسيار آسان و ساختن آن بسيار دشوار است. به قول مولانا:«مهلتي بايست تا خون، شير شود» شکي نيست که نظام آموزشي فعلي ما عيب ها و نواقص عديده اي دارد اما اين تغييرات شکلي هرگز آن عيوب رابرطرف نمي کند; اتفاقا با سرپوش نهادن بر آن صحه مي گذارد. از همين نظام آموزشي و با همين تحصيلات فعلي جواناني برخاسته اند که امروز در ارکان مهم کشور توليد فکر مي کنند و کساني رشد کرده اند که امروز چشم جهانيان را در فرود آوردن و کنترل مدرنترين هواپيماي جاسوسي آمريکا، خيره کرده و آنان را مجبور به اعتراف و زانو زدن در مقابل انديشه ی خود کرده اند و هر روز که مي گذرد در عرصه هاي مختلف علمي و ادبي و هنري به جايگاه فاخر جهاني مي رسند. برخی از درس هاي مدارس براي همه در آينده کاربرد ندارد. اينکه بنده در دبيرستان خوانده ام تورنسل کاغذ را بي رنگ مي کند به چه دردم خورده است؟ يا آنچه از شيمي به يادم مانده همچنين. شايد اين مطالب و بسياري از حشو و زوايد علمي را بتوان در قالب يک کتاب فوق برنامه در داستان يا فيلم آموزشي براي دوستداران هر فن نشان داد، بايد ديد چه مواردي مي تواند پايه گذار اساسي علوم و تفکيک گرايش هاي يادگيري باشد. اين درست که بهترين پزشکان ما در کشورهاي مختلف مشغول خدمت هستند و دانش آموزان ما رتبه هاي ارزشمند المپيادهاي علمي را به دست مي آورند اما خود را فريب ندهيم. اين طرف خيل جوانان سرخورده اي را هم داريم که مي گويند: درس کيلويي چند است؟ چقدر دکتر و مهندس بيکار داريم يا در کارهايي مشغول شده اند که با تحصيل آنان مرتبط نبوده است. مصداق بسيار است. حتي در دولتمردان هم مي توانيد اين عدم تناسب را ببينيد. وقتي دانش آموزان در فاميل و آشنايان خود مي بينند که کساني بدون تحصيل در مشاغل کاذب به نان و نوا و زندگي مرفه اي رسيده اند و در مقابل آنان، فارغ التحصيلان رشته هاي مهم دانشگاهي بدون کار و ازدواج و با قرض و بدهکاري مانده اند، ايده ها و آرمان هاي خود را درچيز ديگري جستجو مي کنند و ناخواسته تسليم شرايطي مي شوند که عنوانش ضدفرهنگ است. اکنون کار به جايي رسيده است که بسياري از دانشجويان انگيزه ی پژوهش و تحقيق و روح مطالعه را از دست داده اند و کافي است با مراجعه به موسسات تايپ، آنان را ببينيد که دنبال خريد حقوق جزا و يا در معارف به دنبال پيدا کردن تحقيق معاد مي گردند با چنين شرايطي بايد نگران بود در آينده حقوق و دين ما به دست چه کساني خواهد افتاد! وقتي موضع گيري برخي از دانشگاه ها و رسانه ها درباره اين عمل نکوهيده مشخص شد، حال عده اي با شيوه و تبليغ جديد با عنوان « مشاوره همه نوع پايان نامه» به فروش به اصطلا ح تحقيق و پايان نامه ادامه مي دهند. همه ی اينها به اصلاح نظام آموزشي برمي گردد. حتي فوتبال ايران را که مثلا با روش سنتي و سيستم چهار، سه، سه بوده، نمي توان با تغيير يک مربي و يک دوره تمرين به سادگي تغيير داد. بايد يک نسل فوتبالي افتان و خيزان بگذرد، ضعف ها و قدرت ها خود را نشان دهند تا بعد محصول آن مشخص شود. بايد حاصل تحصيلات در مشاغل و شخصيت افراد ديده شود. اگر اهل هر فني ببينند که با وجود شايستگي از کار مورد علاقه ی خود محروم مانده اند و کساني با رشته هاي غيرمرتبط، به دليل ارتباط ها و سهميه ها مشغول شده اند، تحصيل خاصيت خود را از دست خواهد داد. متاسفانه گاه در کشور ما براي اجراي طرح ها و برنامه ها، احساسي يا قهرآميز عمل مي شود. مثلا ناگاه سازمان برنامه و بودجه حذف و اختيارات به استان ها محول مي شود. در نظام آموزشي اين گونه نيست که هميشه تصميم اتخاذ شده از بالا به پايين نتيجه ی موفق داشته باشد و بسيار اتفاق افتاده که برخي از آقايان مجبور شده اند با شرمندگي بخشنامه هاي ارسالي خود را جمع آوري کنند بلکه بايد مشکلا ت و موانع تحصيلي و آموزشي و نيز تجربه ها و موفقيت ها از مدارس به مناطق و از مناطق به استان ها و سپس به حوزه ی ستادي منتقل شود. اين تعامل دوسويه پيوسته بايد وجود داشته باشد و براي تغيير از ابتدايي و راهنمايي و آن هم به طور آزمايشي و با احتياط بايد شروع کرد.نه اين که ناگاه در عمل واقع شده، همه را غافلگير خبر خود کنيم و مثل پرده برداري از نيت خود رونمايي کنيم. آموزش و پرورشي که قادر نيست در مورد انبوهي از کتاب هاي غلط انداز ناشران کمک آموزشي و آموزشگاه هاي کذايي آنان که اکنون تبديل به بنگاه اقتصادي شده اند، موضع گيري کند، چگونه اراده نموده است که ناگاه نظام آموزشي را تغيير دهد و تنها با تکيه بر شکل شش، سه، سه مسايل را حل کند؟! مگر سرماخوردگي است که با آمپول شش، سه ، سه خوب شود؟! اکنون بيش از صد نوع کتاب کمک آموزشي فقط براي هر درس دانش آموز توليد و چاپ مي شود. يعني بيش از هزاران کتاب عوام فريبانه به جامعه ساده انديش آموزش و پرورش به اسم يادگيري و آموزش تحميل مي شود. هر يک از اين ناشران پوست کلفت ادعاي برتري نسبت به ديگري دارند! اخيرا به قدري اشباع و متراکم شده اند که حتي براي آزمون دکتري نيز به وزارت علوم پيشنهاد تست و نمونه سوال مي دهند. يعني تحصيل خلاصه و کوچک شود و از روح تحقيق دور بماند! نه تنها هيچ منع و پرسشي در قبال اين ناشران صورت نگرفته، بلکه از درون آموزش و پرورش تشويق و مشايعت هم مي شوند. چرا بايد ناشران به راحتي برخي از مديران، دبيران و اوليا را مجاب و کتاب ها را به دانش آموزان تحميل کنند؟ چرا افرادي حتي در حوزه ی ستادي و گروه هاي آموزشي با اين ناشران ارتباط دارند و برايشان خوراک آموزشي تهيه مي کنند و پيشاپيش هر گونه تغييري در فصل هاي کتاب با تهيه ی سوال و جواب در اختيارشان مي گذارند؟ به جاي آن که تحصيل متکي بر کتاب محوري باشد، هر دبير و مدرسه اي براي خودش کمک آموزشي مورد نظر خود را معرفي مي کند! همه ساله به جاي آن که سرانه کتابخانه هاي مدارس به کتاب هاي عمومي و ذوق برانگيز هزينه شود، صرف خريد کتاب هاي بي رويه کمک آموزشي مي شود. براي همين يک پرسش چه پاسخي وجود دارد؟ اکنون هر فرهنگي هوشمند و صاحب شم اجرايي به خوبي سايه دست هاي نامريي را که بار ديگر براي حذف انديشه پرورشي فعال شده، مشاهده مي کند اگر در گذشته تضعيف مواضع پرورشي، توسط برخي از آموزشي هاي مغرض يا بي خبر صورت مي گرفت، امروز بال و پر پرورشي، توسط خود معاون پرورشي ناخواسته و به نام خدمت و کمک به پرورشي قطع مي شود. بنده در نمايشگاه ياد يار مهربان چند جمله اي با وزير محترم درباره جايگاه پرورشي و سابقه ی موثر موسسه ی منادي تربيت عرض کردم و ايشان صحه گذاشتند. قصد بنده دفاع از هيچ مدير عاملي نيست اما اين خاستگاه پرورشي بايد باقي بماند و طرح ادغام آن فريبنده است. معاون محترم پرورشي قول جلسه اي دادند که هرگز عملي نشد. اما همچنان حرف هاي ناگفته ام را نگه مي دارم، حرف هايي را که گاه طي مقالا تي نوشته ام و اکنون يک کتاب شده اند، از آن زمان که امور پرورشي طفل بود و طفيل مي ناميدند تا آن که بزرگ شد و اکنون صاحب اسم و رسم و آيين است اما همچون شير بدون يال و کوپال. چگونه است که اگر يک زماني بازيکني در فوتبال پيروزي بازي کرده و اکنون نه مربي است و نه سمتي دارد اما وقتي مدير عامل تيم تصميم به برکناري سرپرست مي کند آن بازيکن سابق يا پيشکسوت به خود حق مي دهد اظهار نظر کند و مي گويد براي اين تيم زحمت کشيده و اتفاقا حرفش موثر مي افتد و سرپرست ابقا مي شود. اما کسي براي چند و چون امور پرورشي و موسسه تربيت از متوليان دلسوز گذشته يا کارشناسان خبره نظري نمي پرسد؟! طرح ادغام ناشران آموزش و پرورش با نيت حذف موسسه منادي تربيت براي تضعيف پايگاه پرورشي است که اگر معاون مربوطه غفلت کند ابتکار عمل از دستش خارج خواهد شد. ايشان خبر ندارد که در زمان کارشناسي اينجانب با نامه اي که نوشته ام و امضاي کارشناسان کتاب استان ها در گردهمايي کارشناسان در استان قم کار پخش سراسري کتاب مدارس از انتشارات مدرسه به تربيت سپرده شد چرا که مدير عامل وقت انتشارات مدرسه فقط به کتاب هاي خود توجه داشت. در چندين استان، معاونان پرورشي استان ها به تبعيت از اقدام ارزشمند تهران فروشگاه هاي کتابي به نام تربيت داير کردند که نمونه آن هنوز در يزد فعال است و همچون شعبه اي از تربيت با حفظ روش خود مشغول بوده است. گو اين که يک تيم فوتبال در شهرستان به عشق پيروزي يا استقلال به همان نام پديد آيد، بي آنکه از تيم مرکز ارتزاق شود. در سمنان به دليل عدم حمايت و بي کفايتي معاون پرورشي وقت کتابفروشي امور پرورشي به کارپردازي و خدمات و در نهايت به اداره ی تعاون و سپس به اتحاديه انجمن هاي اسلا مي دانش آموزان واگذار و کوچک و کوچکتر شد و کار به جايي رسيد که متصديان بعدي بي خبر از دنياي کتاب فقط با بازار و ناشران رند سروکار پيدا کرده بودند. بايد نگاه صرفا آموزشي را اصلا ح کرد و روح پرورش تضمين کننده و شرط سلا مت انسان است. دلسوزان فرهنگ اکنون بي ادعا به نظاره نشسته اند تا ببينند آن انديشه ی موهومي که در دوره هاي گذشته نتوانسته بود آشکارا شکل بگيرد، آيا اکنون، با ترفندي جديد و به دور از مصوبه ی مجلس شوراي اسلا مي صورت مي گيرد؟! به ياد بياوريم سخنان مقام معظم رهبري را در گذشته که فکر حذف پرورشي غلبه کرده بود در ديدار با مسوولان و مربيان پرورشي فرمودند: «اگر امروز ما امور پرورشي را نداشتيم، بايد آن را تشکيل مي داديم.» و تکليف را مشخص فرمودند. اما امروز به نام تقويت و طرح بنياني، اساس انديشه پرورشي زير سوال مي رود. چه داعيه اي وجود دارد که يک طرح اجرايي سراسري، بدون انجام مرحله آزمايشي در چند مدرسه و بدون مصوبه ی مجلس شوراي اسلا مي و حتما در دوره ی تصدي يک وزير يا رئيس جمهور تغيير مسير دهد؟! به اعتقاد اين قلم اجراي اين طرح مخاطراتي دارد که از طرح هدفمند کردن يارانه ها نيز حساس تر است ولي آنجا با قيمت ها و گراني سر و کار داشت به همين دليل واکنش هاي عديده اي ايجاد نمود. اما در اين قسمت فرهنگ و انديشه به بازار سياست يا مصلحت مي رود و فعلا بازتاب پرهياهويي نداشته است اما قطعا اين نگراني را در اصحاب انديشه و خانواده ها ايجاد خواهد کرد. چرا که تغيير نظام آموزشي جابه جايي نرده ها و جدول هاي خيابان نيست که با تغيير يک شهردار به جلو کشيده شود و با آمدن شهردار ديگر دوباره به جاي قبلي بازگردد. بايد پرسيد نقش معلمان و نقدکنندگان مباحث کتاب در آسيب شناسي آموزشي کجاست؟ چرا با اين مقوله ی بسيار مهم مثل پيمانکاري عمل شده است؟ چه هزينه هايي صرف جلسات صوري چندين ساله براي اين پديده ی نوظهور پرداخت شده؟ و در صورت عدم انجام اين طرح چه کساني از مواجب و مواهب نعمت هاي آن محروم مي مانند؟ و ده ها پرسش ديگر که لا زم است گروه ويژه اي از مجلس شوراي اسلا مي به تفحص در اين موارد بپردازد. اما ضروري تر از اين تغيير شکلي چه مواردي است که لازم است کنترل و اصلا ح شود: مسوولا ن آموزش و پرورش مجوز تاسيس آموزشگاه هاي از راه دور را صادر کرده اند که گردانندگان آن غالبا شاغل در وزارتخانه يا مديران استان و مناطق و وابستگانشان هستند. سعي بليغ آنان در اعطاي مدرک بدون آموزش هاي کيفي است. اين موضوع را مي توان از بنرهاي تبليغي يا تبليغات پيامکي آنان نيز دريافت که مضمون آن چنين است: «ترک تحصيلي ها، ديپلم ردي ها، شما هم مي توانيد در کوتاه ترين زمان ديپلم بگيريد!»مثل اين که از دانشگاه غير مرتبط با پيام نور هر روز به نام پيام نور اطلاعيه مي دهند. اگرچه آنان به ظاهر اعلام کرده اند که چنين آموزشگاهي را به رسميت نمي شناسند اما رابطاني دارند و برايشان کار مي کنند. دانش آموزان دبيرستان روزانه دولتي با حسرت و دريغ به قبول شدگان از راه دور نگاه مي کنند که چرا آنها بدون زحمت درس خواندن از راه آسان ديپلم گرفته اند. چنين افرادي را در بستگان و آشنايان خود مي بينند و انگيزه ی تحصيل در آنان از بين مي رود. چرا اعلا م مي کنند شش ماهه ديپلم مي دهيم؟ آيا چنين نظام آموزشي مبتني برکيفيت است؟ در بعضي از مراکز پرسش ها را همراه با پاسخ به فراگير مي دهند. در ساير پديده هاي اجتماعي نيز چنين کج راهه هايي وجود دارد و همين زيرآبي ها کم کم سر از اختلا س ميلياردي در مي آورد. 

اينجاست که مي گوييم اگر آموزش و پرورش اصلا ح شود مملکت اصلاح مي شود. بحث درس و مدرسه تبديل به يک تئوري پيش پا افتاده شده و مدارس با توجه به افت تحصيلي اصرار به نمره دادن دارند و ظاهرا حتي از اداره به آنها گفته مي شود قبول کنيد. البته اين به جامعه نيز برمي گردد; فرزندان معتادان و طلاقي ها و ناهنجاران علي رغم استعداد از يادگيري محروم مي مانند و صرفا براي ولگرد نبودن به مدرسه سپرده مي شوند در حالي که حضور آنان گاه تلا ش تحصيلي افراد ساعي را نيز مختل مي کند! 
چرا آزمايشگاه و کارگاه ها در مدارس حذف شده اند. در عين حال براي حفظ ظاهر به مدارس ابلاغ مي شود مسابقات علمي آزمايشگاهي در بين مدارس برگزار شود. شايد اين بخشنامه ها مستند سازي نشده اند و کارشناس محترم اداره که اين پيش نويس را تهيه فرموده خبر ندارد که همه ی تحصيلا ت مورد نظرش تعطيلا ت شده است. چرا در اين طرح حرف اول را معلم نمي زند و پس از اعتراض معلمان بند هفتم شاخص معلم را به بند اول منتقل مي کنند؟ همين امر نشان از صوري بودن آن دارد. بهتر آن است که اين طرح ابتدا در تعداد کمي از مدارس ابتدايي و سپس راهنمايي و آنگاه در دبيرستان اجرا شود زيرا براي کاشت يک نهال، وجود درخت پيشين به عنوان تکيه گاه ولو بي ثمر هم باشد، لا زم است. اميدوارم فرهنگيان عزيز که با افتخار بار انقلاب را به دوش خسته خود کشيده و مي کشند، اعتلا ي خود را بازيابند و دولت و مجلس و خانواده ها با احترام و توجه ويژه اي به آنان بنگرند.انشاءالله.